Archive for the ‘فلسفه’ Category

The Risen Lord

سپتامبر 16, 2009

1

Brother can you spare me food,
And give me a drink of wine,
I’ve been travelling on this road,
For such a long long time,
I have seen the wonders,
But most amazing of them all,
I believe I’ve seen the face,
Of the risen Lord;

برادر، میتوانی اندکی غذا به من بدهی،

و جرئه ای نوشیدنی،

من مسیر زیادی را پیموده ام،

برای مدتی خیلی طولانی،

و شگفتی های بسیاری را از نزدیک دیدم،

اما شگفت آور ترینشان این بود که،

صورت پیامبرمان (عیسی مسیح ) را دیدم.

On a night like this there came,
A stranger on the road,
I saw him stumble, heard him fall,
I helped him with his load,
The further that we walked,
Well the heavier it became,
And I believe I’ve felt the weight,
From another world…

شبی درست مانند همین شب،

یک غریبه را در مسیرم دیدم،

که پایش لغزید و به زمین افتاد،

کمکش کردم و او بلند شد،

اما همچنان که او را حمل میکردم،

وزنش سنگین و سنگین تر میشد،

و من مطمنئم که چنین وزن سنگینی،

نه از اینجا، بلکه از جهانی دیگر همراه او بود…

این آهنگ بسیار بسیار زیبا همراه با ملودی بی همتای پیانویی که به ترانه الحاق شده، چنان تاثیرکم نظیری بر بیننده میگذارد که تا هفته ها از یادش نخواهد رفت.

اگر پست “ادیان بزرگ: تقابل شرق و غرب” را خوانده باشید، در قسمت توضیحات مسیحیت، به این موضوع پرداخته شده بود که عیسی مسیح بار گناهان بشر را به تنهایی به دوش گرفت و خود شافی تمامی انسان های زمین شد. در این ترانه هم کریس دی برگ با تمام وجود سعی در رساندن همین مفهوم در غالب ترانه دارد.

توضیح: قطعا خوانندگان وبلاگ تا به حال چنین درکی را از نوشته هایم استخراج کرده اند که هدف من از بیان چنین پست هایی، وابستگی ام به چنین اندیشه ای نیست، بلکه تنها نوشته ایست برای دانستن آن. چرا که به عقیده ی من مسیحیت هم به مانند اسلام و هر تفکر دیگری، کتابیست که باید خواند و بلافاصله کتاب بعدی را شروع کرد.

برای دانلود این آهنگ با حجم تقریبی 3.5 مگابایت، روی همین جمله کلیک کنید.

ادیان بزرگ: تقابل شرق وغرب

آگوست 27, 2009

من همیشه عقیده داشته ام که ما همگی با هم برابریم. ما همه انسانیم. البته، تفاوت های زیادی در فرهنگ و شیوه ی زندگی ما وجود دارد، و همچنین در ایمان ما و در رنگ پوستمان، اما روی هم رفته همگی مان انسان هستیم، با بدن و تفکر انسانی. ساختار فیزیکی مان مانند هم دیگر است، و همچنین مغزمان، و احساس هایی که به طور ذاتی در وجود تک تک مان قرار داده شده. هر کجا که من انسانی را مشاهده می کنم، احساس میکنم که با یک انسان رو به رو شده ام، انسانی که دقیقا مانند خودم است. و به عقیده ی من، در صورت داشتن چنین تفکری، ارتباطات آسان تر خواهد شد. اگر ما بر روی مسائل جزئی مانند اینکه من تبتی هستم و یا اینکه من پیرو مکتب بودا هستم تکیه کنیم، آنوقت است که تفاوت ها خود را نشان می دهند. اما این گونه مسائل در درجه دوم اهمیت قرار دارند. اگر ما بتوانیم این اختلافات را کنار بگذاریم، به نظر من ارتباط و تبادل اندیشه و تجربه آسان تر خواهد شد. دالایی لاما

buddha 1

بودایی

بر طبق باورهایی مکتب بودیسم، زندگی توالی رنج هاست: تولد رنج است، پیری رنج دیگریست، جدایی ها رنج آور است و عدم توانایی در رسیدن به خواسته ها نیز رنج دیگریست. و دلیل تجمل این همه رنج در زندگی، زندگی کردن و وجود داشتن است. ( یعنی ما فقط در قبال زندگی کردن و زنده بودن و ماند باید بهایی سنگین تر بپردازیم.م) برای پایان دادن به این همه بدبختی و رنج، باید به تمامی تمایلاتمان پشت کنیم. هر فردی باید هرگونه اشتیاقی در خودش را در نطفه خفه کند: هر گونه طلب و خواسته، هوس، دلبستگی به هر چیزی را. هشت مسیر برای هر کسی که بخواهد به تعالی و کمال برسد وجود دارد. این هشت مسیر تنها راه های رسیدن به درجه های بالای معنوی هستند و سرانجام دنبال کننده شان را به یک آرات ( یک مرد مقدس و کامل ) تبدیل می کنند. ( آرات، در آموزه های بودایی به شخصی اطلاق میشود که به بالاترین درجه های کمال و انکار خویشتن و محو شدن در ذات مقدس رسیده و به نیروی جاودانی نیروانا دست پیدا کرده است.م) نیروانا انتهای هر چیزیست، کمال مطلق و ابدی. نیروانا چرخه ی ابدی خروج روح از بدن شخصی و حبوطش بر بدن مخلوقی دیگر را هدایت و مدیریت می کند. ( باور به تناسخ از ارکان بودیسم است و در اختیار داشتن روحی که تحت مدیریت خود شخص توانایی دخول به هر مخلوقی را دارا باشد مطلبی دیگر است که طبق آموزه های بودا، فقط در قدرت یک فرد به کمال رسیده و صاحب نیروی جاودانی نیرواناست می باشد.م)

اصول زندگی از منظر بودیسم

چهار اصل حقیقی – آموزش هایی درباره ی رنج های زندگی و دلایل آن ها – دید ما را نسبت به شان روشن تر کرده و با دنبال کردن آموزه های آن میتوانیم بر این رنج ها فائق آییم:

1. هر چیزی که وجود دارد، در حال تحمل درد است.

2. دلیل این همه سختی و رنج، تمایلاتمان است.

3. شما میتوانید با انکار کردن طلب ها، آن ها را در کنترل خود در آورید.

4. این هشت مسیر در به پایان رساندن این رنج ها هدایت کننده هستند:

1. بینش درست نسبت به مخلوقات.

2. تفکر درست.

3. گفتار درست.

4. عمل درست.

5. دنبال کردن شیوه ای درست در زندگی.

6. تلاش حقیقی در رسیدن به واقعیت.

7. توجه و آگاهی .

8. مراقبه حقیقی.

13861012071

مسیحیت

مسیحیت یکی از ادیان توحیدیست که تمرکزش بر روی آموزه های عیسی مسیح در طول حیاتش است. همانگونه که در متون قدیمی و مقدس مسیحیان اشاره شده، مسیح تدهین شده ( مسح شده) به وسیله ی خداست و اوست که ناجی انسان ها و انسانیت بر روی زمین است. یاور کلی مسیحیت در یک کلام باور به جاودانگی روح است. ( تداخل با اندیشه های بودا مبنی بر شخصی نبودن و مالکیت نداشتن بر روح از همینجا شروع میشود. به طور کلی بر خلاف تمامی اندیشه ها ی ادیان کهن چینی و هند – اروپایی، ادیان ابراهیمی (مسیحیت، اسلام و یهودیت) باور جاودانی بودن روح از آغاز و تا ابد مسئله ای جدید بود و ذهن انسان ها را مشغول خود ساخت و یکی از بزرگترین تفاوت های این ادیان گذشته از بحث بر سر انسانیت و نحوه ی زندگی درست، همین اصل است.م) بخشایش گناهان نیز یکی دیگر از باورهای مسیحیت است ( بیان این نکته به وسیله ی کشیش آلمانی " مارتین لوتر" و بررسی و بسط این اندیشه ی عیسی پس از قرون وسطا چندان هم بر مذاق کلیسا خوش نیامد.م)

این آموزه ها، کلیدهای اصلی متدینین مسیحیت هستند:

- فقط و فقط یک خدا وجود دارد. باور داشتن به او مسئله ای شخصی ست. ( این مطلب پس از مطالعه ی قرون وسطا و عبادت کردن فقط از طریق کلیسا و روحانیانش و سپس عصر رنسانس و شکستن هیمنه ی کلیسا و رسوخ خدا به باورهای هر شخص روشن تر درک می شود.م) او خود را بر سه شخص آشکار ساخت: پدر، پسر و روح القدس.

- خداوند خالق تمامی کهکشان ها و هر آنچه در آن وجود دارد است. خداوند یک "ذات" است که اندکی با انسان ها فرق دارد. او روح ابدی و جاودانیست. مکان او جایی در کهکشان ها و ورای مخلوقات اوست.

- انجیل سخن خداست. انجیل الهام شده و بدون هیچ گونه خطایی یادداشت شده است. انجیل آخرین و کامل ترین وحی الهی ست.

- عیسی مسیح خداییست که در کالبد گوشت و بدن انسانی و به واسطه ی یک باکره و بدون هیچ گناهی زاده شد. و مسیح کسی ست که روزی پادشاهی اش را بر روی زمین آغاز خواهد کرد.

- عیسی مسیح به خاطر گناهان ما، به سلیب کشیده شد. ( طبق باور مسیحیت، عیسی مسیح بار گناهان ما را بر دوش خود کشید و شفاعت کننده ی همه ی ما نزد خداوند شد.م) و به خاک سپرده شد و به بهشت رفت. اما یک روز دوباره به زمین باز خواهد گشت…

confucius

کنفیوشنیسم

بنیانگذار: کنفسیوس، فیلیسوف و مصلح چینی ( 479 تا 551 قبل از میلاد ).

هسته ی اصلی: توازن بین تنوع شخصی و هماهنگی با جمع.

دیدگاه کلی: خرد در داخل و مهربانی در برون: " انسان خردمند آب را تحسین میکند، انسان مهربان کوه ها را تحسین میکند. انسان خردمند همیشه در حرکت است، انسان مهربان در حال استراحت. انسان خردمند خوشحال است و انسان مهربان بردبار."

عوامل موفقیت: زندگانی با فضیلت و پشتکار در به انجام رساندن وظایف.

سه اصل کلی:

1. Jen: شفقت و عشق نسبت به انسان ها.

2. LI: اخلاق، عدالت، عرف، رعایت قانون.

3. Chi: زندگی با فضیلت و تقوا.

ممارست در انجام اولین اصل، نیروی LI را تحت سیطره ی شما در آورده و صاحب آن را به انسانی با مروت و شفقت تبدل می کند. برای دستیابی به این اصل، باید با دیگران روابطی آبرومندانه داشت و در این روابط آن را ( آبرومندی را.م ) به کار برد:

1. روابط بین پدر و پسر.

2. روابط بین فرد و قانون.

3. روابط بین افراد مسن و افراد جوان.

4. روابط بین زن و شوهر.

5. روابط بین دوستان.

باید همواره این اصل را رعایت کنید و :

- همیشه آن کاری را نسبت به دیگران انجام دهید که دوست دارین دیگران نیز آن را برایتان انجام دهند. ( همیشه آنطور از دیگران توقع داشته باشید که دوست دارید دیگران از شما داشته باشند. ) ( قانون تقابل دو سویه ).

- با دیگران کاری نکنید که دوست ندارین آن ها همان کار را نسبت به شما انجام دهند. ( قانون صداقت و وفاداری).

اسلام

اسلام یعنی تسلیم در برابر اله (خداوند).

کلمه ی اسلام یعنی وارد شدن به شرایط کامل صلح و امنیت همراه با خدا، و تسلیم شدن در درگاه او.

اسلام توسط محمد پیامبر که در سال های 570 تا 632 پس از میلاد در مکه می زیست پایه گذاری شد.

محمد بنیانگذار مکتب جهانی اسلام و رهبر مسلمانان به عنوان یک پیام رسان الهی از جانب خدا ست که جایگاه آخرین و بزرگترین پیامبران را در بین مسلمانان دارد.مسلمانان او را به عنوان احیا کننده ی اصلی و صاحب ایمان حقیقی ( اسلام ) از آدم و ابراهیم و دیگر پیامبران می دانند. نام محمد در ادبیات به معنی ستودنی و قابل ستایش است.

شش اصل این دین الهی:

1. فقط و فقط یک خدای بزرگ و قادر وجود دارد که اله خواده می شود.

2. محمد یک کپی از قرآن اصلی که در بهشت نگاشته شده است را از جانب خدا دریافت کرده است. ( امیدوارم برداشت از کپی، برداشتی تحت اللغتی نباشد!)

3. خداوند خالق موجوداتی بهشتی ست که فرشته نامیده می شوند و به خداوند خدمت می کنند و در عین حال بر ضد ارواح شیطانی اند.

4. خداوند هر پیامبرش را در زمانی معین بر زمین فرستاد و حضرت محمد آخرین و کامل ترین و لایق ترین فرستادگان خداوند است.

5. روزی به نام روز جزا ( روز داوری ) در انتهای تاریخ وجود خواهد داشت. در این روز خوبی و بدی با یکدیگر مقایسه خواهند شد. اگر کفهی ترازوی بدی سنگین تر شد، تنبیه منتظر اوست و اگر نیکی پیروز شد، لذت ابدی در باغ های بهشت نتیجه ی اعمال او خواهد بود. ( دومرتبه امیدوارم که برداشت ترازو و باغ برداشتی ظاهری نباشد).

6. همه چیز در جهان از قبل مقدر شده است. هیچ چیزی خارج از آگاهی و بررسی خداوند به وقوع نخواهد پیوست. ( بازخوردهای باور به قسمت و سرنوشت کماکان از بحث های جذاب و بی جواب نشست های امروزیست.م)

painting1_lrg

سوفیست

سوفیست یکی از شاخه های عرفانی اسلام است که بیشتر در شمال آسیا ریشه دوانیده.

در حقیقت سوفی همان حالت تعمیم داده شده ی عرفانی و رهبانی اسلام است که در طول قرن هشتم تا دهم بست داده شد. سوفیان از میان شیعیان برخواستند، اما به مرور طرفداران سنی ای هم پیدا کردند. سوفیست تحت تاثیر اندیشه های زرتشت و شاید بودا و حتی فلسفه ی افلاطونی نوین قرار دارد ( فلسفه ای که نظریه ی مثال های افلاطون را با حقایق بشر بیشتر منطبق ساخت. این فلسفه توسط پلوتینوس فیلسوف یونانی بست داده شد و نظریه ی مثل را به درون هر فرد آورد و هر فرد را مثال خود شناخت نه یک مثال دوگانه و در جایی دور و دست نیافتنی.م ). پیروانی مکتب سوفیست به ظواهر دنیای احساسی و ظاهری کوچکترین چشم داشتی ندارند، آنها در حقیقت به دنبال درک معنی خداوند هستند، در پی عرفانی پیوسته به خدا.

- باور سوفیست اهمیت داشتن هر فرد در به دست آوردن دانش الهیست. ( نقش شخصی فرد مهم است نه تزکیه ی جمعی.م)

- پیروان این مکتب از موسیقی و انجام حرکات مدیتیشن نیز برای پیشرفت در کار خود استفاده می کنند.

- به گفته ی خودشان، رقصی که درویش ها در مراسمشان انجام میدهند، نوعی حرکات خلصه آور است که تاثیر بسیاری بر فرد می گذارد.

- اصل کلی سوفیست بر محور عزت نفس و عشق بنا نهاده شده است.

- سوفیان مخالف طبقه بندی های دینی و مذهبی و آیینی اند.

- به عقیده ی سوفیان، آزادی فقط از طریق دسترسی به اصل و حقیقت و ریشه ممکن است نه ظواهر و فرعیات.

zen1

ذن

اصولی که ذن برای تفکر درباره ی جهان بر آن بنا شده، اول از همه بر بینش روشن و دقت بر قوه ی خیال تمرکز دارد، برخلاف آموزه های غربی که بر روی "منطق قرار دادی" تکیه دارند. راز فلسفه ی ذن این است که تنها راه بیان این دیدگاه فقط ابراز داشتن و نوشتن آن نیست، بلکه هنر، نقاشی، خوش نویسی، رسوم سنتی و جشن ها مراسم راه های اصلی ابراز این فلسفه به دیگران هستند. ( به عنوان مثال مراسم مهمانی چای، خود نوعی فلسفه است).

ایده های کلیدی ذن:

1. روشن فکری حقیقی، ناگهانی به وجود می آید. شاید هم مقدماتی لازم باشد، اما به طور کلی تجربه اصلی ترین عامل است. (ذن شکلی از آیین بوداییست که تاکید فراوانی بر ژرف نگری به ماهیت اشیا به وسیله تجربه مستقیم فرد دارد.م)

2. هر عملی، باز خوردی دارد ( هر علتی را معلولیست.م )

3. روشن فکری و تجربه با یکدیگر رابطه ی مستقیم دارند، تجربه راهیست که وقتی کتاب ها و نوشته ها و تئوری ها بی جواب می مانند، روشن کننده ی راه است.

4. جادوی حقیقی در هر شخص و هر شیئی وجود دارد. لازم نیست فردی برای دست یابی به این نیرو ها گوشه نشین شود و ریاضت بکشد. ( یک نوع اصلاح شده تر بودیسم.م)

شایان ذکر است که باور تائو به دلیل عمومیت نداشتن و معروف نبودن از ترجمه حذف شد.

پس خوان: دوست دارم خودتان لغت اسلام و یا Islam و یا هر چه که دوست داشتید را در این باره بگوگلید تا متوجه بشید چرا عکسی در این باره نگذاشتم.

پس پس خوان: بازخورد نظرها روشن کننده ی این خواهد بود که دست به نوشتن چنین مقالاتی در آینده بزنم یا نه. پس باقی اش به عهده ی خودتان است.

*******************************

Powered by M.K_Soft

ترجمه ای آزاد اینجا.

اگر کوسه ها آدم بودند

ژوئن 27, 2009

dayhistory-87-02-11

برای این پست یه شعر دیگر از برتولد برشت، شاعر و نمایشنامه نویس شهیر آلمانی انتخاب کردم. با هم می خوانیم:

دختر كوچولوی صاحبخانه از آقاي ” كي ” پرسيد:
اگر كوسه ها آدم بودند با ماهي هاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟
آقای كي گفت : البته ! اگر كوسه ها آدم بودند
توی دريا براي ماهيها جعبه های محكمي ميساختند
همه جور خوراكي توی آن ميگذاشتند
مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد
هوای بهداشت ماهی های كوچولو را هم داشتند
برای آنكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد
گاهگاه مهماني های بزرگ بر پا ميكردند
چون كه گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است !
برای ماهی ها مدرسه ميساختند
وبه آنها ياد ميدادند
كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند
درس اصلي ماهيها اخلاق بود
به آنها مي قبولاندند
كه زيبا ترين و باشكوه ترين كار برای يك ماهي اين است
كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقديم يك كوسه كند
به ماهی كوچولو ياد ميدادند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند
و چه جوری خود را برای يك آينده زيبا مهيا كنند
آينده يی كه فقط از راه اطاعت به دست ميآييد
اگر كوسه ها ادم بودند
در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت
از دندان كوسه تصاوير زيبا و رنگارنگي مي كشيدند
ته دريا نمايشنامه به روی صحنه ميآوردند كه در آن ماهي كوچولو های قهرمان
شاد و شنگول به دهان كوسه ها شيرجه ميرفتند
همراه نمايش، آهنگهاي محسور كننده يی هم مينواختند كه بي اختيار
ماهيهای كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند
در آنجا بي ترديد مذهبی هم وجود داشت
كه به ماهيها می آموخت
“زندگي واقعي در شكم كوسه ها آغاز ميشود”

برتولد برشت

مرتبط با این موضوع:

در ستایش آموختن

بی تفاوتی تا چه حد ؟؟

اگر از این مطلب خوشتان آمده، بی شک تمامی مطالب فلسفه و تلنگر وبلاگ هم برای شما نگاشته شده. از مطالعه ی آن ها دریغ نکنید.