Brother can you spare me food,
And give me a drink of wine,
I’ve been travelling on this road,
For such a long long time,
I have seen the wonders,
But most amazing of them all,
I believe I’ve seen the face,
Of the risen Lord;
برادر، میتوانی اندکی غذا به من بدهی،
و جرئه ای نوشیدنی،
من مسیر زیادی را پیموده ام،
برای مدتی خیلی طولانی،
و شگفتی های بسیاری را از نزدیک دیدم،
اما شگفت آور ترینشان این بود که،
صورت پیامبرمان (عیسی مسیح ) را دیدم.
On a night like this there came,
A stranger on the road,
I saw him stumble, heard him fall,
I helped him with his load,
The further that we walked,
Well the heavier it became,
And I believe I’ve felt the weight,
From another world…
شبی درست مانند همین شب،
یک غریبه را در مسیرم دیدم،
که پایش لغزید و به زمین افتاد،
کمکش کردم و او بلند شد،
اما همچنان که او را حمل میکردم،
وزنش سنگین و سنگین تر میشد،
و من مطمنئم که چنین وزن سنگینی،
نه از اینجا، بلکه از جهانی دیگر همراه او بود…
این آهنگ بسیار بسیار زیبا همراه با ملودی بی همتای پیانویی که به ترانه الحاق شده، چنان تاثیرکم نظیری بر بیننده میگذارد که تا هفته ها از یادش نخواهد رفت.
اگر پست “ادیان بزرگ: تقابل شرق و غرب” را خوانده باشید، در قسمت توضیحات مسیحیت، به این موضوع پرداخته شده بود که عیسی مسیح بار گناهان بشر را به تنهایی به دوش گرفت و خود شافی تمامی انسان های زمین شد. در این ترانه هم کریس دی برگ با تمام وجود سعی در رساندن همین مفهوم در غالب ترانه دارد.
توضیح: قطعا خوانندگان وبلاگ تا به حال چنین درکی را از نوشته هایم استخراج کرده اند که هدف من از بیان چنین پست هایی، وابستگی ام به چنین اندیشه ای نیست، بلکه تنها نوشته ایست برای دانستن آن. چرا که به عقیده ی من مسیحیت هم به مانند اسلام و هر تفکر دیگری، کتابیست که باید خواند و بلافاصله کتاب بعدی را شروع کرد.
برای دانلود این آهنگ با حجم تقریبی 3.5 مگابایت، روی همین جمله کلیک کنید.
سپتامبر 16, 2009 در t 7:30 ب.ظ
M.K_Soft:
من هم ده ها بار مو بر تنم سیخ شد وقت شنیدنش.
ممنون که سر میزنی پدر.