
نخست برای گرفتن کمونیست ها آمدند
من هیچ نگفتم
زیرا من کمونیست نبودم
بعد برای گرفتن کارگران و اعضای سندیکا آمدند
من هیچ نگفتم
زیرا من عضو سندیکا نبودم
سپس برای گرفتن کاتولیک ها آمدند
من باز هیچ نگفتم
زیرا من پروتستان بودم
سرانجام برای گرفتن من آمدند
دیگر کسی برای حرف زدن باقی نمانده بود…
این هم یک شعر انقلابی دیگر از شاعر بزرگ, برتولد برشت. تقدیم به همه دوستداران اندیشه این بزرگ مرد معترض.
مرتبط با این موضوع:
ژانویه 27, 2009 در t 5:22 ب.ظ
M.K_Soft:
شما همیشه لطف داری. ممنون.
در مورد برشت هم من از باب تفکرات فلسفیش عاشقش هستم و اینکه نسبت به همه چیز معترض و خواهانه شخصیت جالبی رو براش ساخته.
راستش رو بخوای نمیخوام که مطالب وبلاگ صرفا یک موضوع خاص باشه و فکر میکنم در همین حد که دوستان با شخصیت یک نام دار آشنا بشند و بتونن از طریق چند خط, یک شالوده کلی از تفکراتش به دستشون بیاد برای من کافیه.
ممنون از لطف و نظر بسیار با ارزشت.
ژانویه 27, 2009 در t 7:35 ب.ظ
M.K_Soft:
سلام.
لطف کردی عزیز.
بعدا میبینمت.
ژانویه 28, 2009 در t 2:28 ب.ظ
M.K_Soft:
سلام.
مرسی از لطفت.
ژانویه 30, 2009 در t 7:32 ب.ظ
M.K_Soft:
Thanks Dude.
ژوئن 27, 2009 در t 7:26 ب.ظ
[...] بی تفاوتی تا چه حد ؟؟ [...]