
دنیای عجیبیست. همه ما قطعا درک کرده ایم که روابطمون تا چه حد پیچیده شده. چه کارهایی که با هم گره نخورده, چه کسب و کارهایی که ایجاد نشده, چه شرایطی که هزاران موقعیت و شرایط دیگه رو تحت تاثیر قرار نداده, چه ماشین هایی که جای انسان ها رو گرفته اند و چه انسانهایی که ماشین هایی میسازند که روزی جای خودشان را بگیرند… و میلیاردها میلیارد شرایط قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی دیگری که همه روزه در حال خلق شدنند.
دوست دارم که همین حالا لحظه ای چشمهایتان را روی هم بگذارید و به انسان هایی فکر کنید که در چنین وادی هردمبیلی تازه دیده به جهان هستی میگذارند. و چه کسانی که اندکی پیش به این دنیا دعوت شده اند و حالا در حال سازگار کردن خود با شرایط بزرگان خود هستند.
این کار برای بچه هایی که نه از چنین روابطی چیزی شنیده و نه حتی فرصت تجربه کردن داشته و نه حتی میداند که اصلا تجربه چیست!! واقعا پیچیده است…
اصلا خیلی دوست دارم یکی پیدا شه و بهم بگه تکلیف این موجودات کم سن و سال در این وادی چیست؟ غیر از سوختن و ساختن,,, غیر از آشفته شدن و دم نزدن یا بهتر بگم مجبور به دم نزدن,,, غیر از سختی کشیدن,,, یا نه اصلا باید بگم کی به اون ها توجهی میکنه… خودرو اند و رشد میکنند.
بله رشد میکنند… ولی به چه شرطی؟ غیر از اینکه اینها قرار است فردایی بهتر بسازند, یا نه جواب میدید که مگر برای ما چه کرده اند که ما برای این ها انجام بدهیم.
باور کنید اگر مخلوق از این کار راضی باشه, خالق لحظه به لحظه میسوزه و زجر میکشه…….
زجر میکشه و دم نمیزنه تا روزی که خودمون بفهمیم…. ولی کاش اون روز دور نباشه چون ثانیه به ثانیه این ایام هم قنیمتی با ارزشتر از طلاست.
من دارم کودکی رو میبینم که چشمان گناه ندیده اش طلب ذره ای محبت داره…
کودکی رو میبینم که شاید درک میکنه که خانواده سرشون شلوغه و فرصتی برای وقت گذاشتن و تفریح کردن ندارند, اما در اعماق قلبش و با مظلومیتی هرچه تمامتر داره چنگ میزنه به هر دری تا شاید بتونه وقتی رو برای با هم بودن خانواده پیدا کنه.
کودکی رو میبینم که لحظه به لحظه ترکه ی دنیای واقعی زخم هایی عمیق بر پیکره روح لطیفش ایجاد میکنه. زخم هایی که مرحمش سالهاست که در هیچ زمینی نمیروید.
بچه ای رو میبینم که اصلا نمیدونه مهر مادر چیست و غرور پدر چگونست؟ چون اصلا هیچکدومشون رو نداره به این دلیل که قبل از به دنیا آمدن ازش نپرسیدن تو در این دنیا یک بچه حرامی هستی و سرنوشتت اینه که تا آخر عمر نفهمی خانواده یعنی چه… آیا حاضری با این شرایط پا به عرصه بگذاری یا نه!!!
بگذریم…. اینها اتفاقاتیست که در هر صورت باید می افتاد. همیشه در کنار پیدایش و زایش مرگی هم باید به وقوع بپیونده. اصلا زیبایی خلقت یعنی همین.
نمیخوام پندگونه حرف بزنم اما دوست دارم این حرف رو با تمام وجودم فریاد بزنم که اگر میخواهید کاری بکنید, وقتش همین الان است و بس.
نکنید تا نتیجه اش را در همین دنیا ببینید. و چه دیدنی باشد…………………………………………………
در همین رابطه شنیدن این آهنگ بسیار تاثیر گذار رو به همتون توصیه میکنم.
دکلمه از مسعود فردمنش
آهنگ از سیاوش قمیشی
حجم آهنگ 2.36 مگابایت
برچسبها: موزیک های تاثیر گذار, روز جهانی کودک
اکتبر 9, 2008 در t 10:21 ب.ظ
M.K_Soft
سلام عزیز.
خوشحالم که خوشت اومد.
از نظرت هم بی نهایت سپاسگذارم.
اکتبر 10, 2008 در t 10:07 ق.ظ
لطف کردی.
شما هم به جمع دوستان من خوش اومدی.
امیدوارم زیاد بهم سر بزنی.
مارس 2, 2009 در t 10:43 ب.ظ
[...] “بچه ها را چه کنیم” یا بخونید نوشتاری به بهانه روز… [...]
جولای 16, 2009 در t 3:07 ب.ظ
[...] بچه ها را چه کنیم [...]